مرتضى مطهرى
95
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ناراضى بودن مردم حقيقت اين است كه مهمترين عامل شكست حكومت ساسانى را بايد ناراضى بودن ايرانيان از وضع دولت و آيين و رسوم اجحاف آميز آن زمان دانست . اين نكته از نظر مورخين شرقى و غربى مسلّم است كه رژيم حكومت و اوضاع اجتماعى و دينى آن روز به قدرى فاسد و خراب بود كه تقريباً همهء مردم از آن ناراضى بودند . اين نارضايى ناشى از جريانهاى چند سال اخير بعد از خسرو پرويز نبود ، زيرا اگر روح مردمى به اساس يك رژيم يا يك آيين خوشبين باشد ، نارضايى موقت سبب نمىشود كه هنگامى كه دشمن مشترك رو مىآورد آن مردم نجنگند . برعكس ، اگر روح ملى زنده باشد هرچند اوضاع ظاهر خراب باشد ، در اين گونه مواقع ملت خود را جمع و جور مىكند ، اختلافات داخلى را كنار مىگذارد و يكدست به دفع دشمن مشترك مىپردازد ، همچنانكه نظير آن را در تاريخ زياد ديدهايم . معمولًا هجوم دشمن سبب اتحاد بيشتر و از ميان رفتن اختلافات داخلى مىشود ، اما اين به شرطى است كه يك روح زنده در آن مملكت - كه از مذهب يا حكومت آنان سرچشمه بگيرد - وجود داشته باشد . در عصر خودمان مىبينيم كه اعراب با آنهمه اختلافات و تفرقهها كه در ميانشان هست و استعمار هم آن را دامن مىزند ، وجود دشمن مشترك يعنى اسرائيل عامل وحدت آنها شده است ؛ قواى آنان را تدريجاً جمع و جور مىكند ، شعور آنها را يكدست مىكند . اين خود دليل است كه يك روح زنده در اين ملت وجود دارد . اجتماع آن روز ايران يك اجتماع طبقاتى عجيبى بود با همهء عوارض و آثارى كه در اين گونه اجتماعات هست ، تا آنجا كه حتى آتشكدههاى طبقات مختلف با هم فرق داشت . فرض كنيد كه ميان ما مساجد اغنيا از مساجد فقرا جدا باشد ؛ چه روحى در مردم بيدار مىشود ؟ ! طبقات بسته بود ، هيچ كس حق نداشت از طبقهاى وارد طبقهء ديگر بشود ، كيش و قانون آن روز هرگز اجازه نمىداد كه يك بچه كفشدوز و يا كارگر بتواند باسواد بشود ؛ تعليم و تعلم تنها در انحصار اعيان زادگان و موبدزادگان بود .